تبليغاتX
مقالات فیزیک
مقالات فیزیک
وبلاگ تخصصی فیزیک
زماني كه به ماه نگاه مي‌كنيم، تصويري شبيه به چهره انسان به نظرمان مي‌رسد اما اكنون ستاره‌شناسان مي‌گويند اين چهره در واقع ناشي از دشت‌هايي از گدازه سخت شده است كه بيش از چهار ميليارد سال از عمر آن مي‌گذرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، شاهد اين مدعا يك سنگ نقره‌اي- خاكستري غيرزميني است كه احتمالا بر اثر اصابت يك شهاب‌سنگ، از سطح ماه كنده شده و پس از گرفتار شدن در جاذبه زمين، در بوتسواناي افريقا روي زمين افتاده است.

در سال ۱۹۹۹مردم محلي اين سنگ ۱۳/۵كيلوگرمي را، كه فضا را درنورديده بود، در نزديكي روستاي "كوكه" در چمنزارهاي منطقه حفاظت شده كالاهاري يافتند.

نشانه‌هايي از ايزوتوپ‌هاي اكسيژن و نسبت آهن به منگنز در دو ماده معدني آتشفشاني به نامهاي اوليواين و پايروكسين، به اين سنگ كه ميراث ماه است و كالاهاري ۰۰۹نامگذاري شده، مهر تاييد مي‌زند.

ماهيت اين مواد شيميايي، اين سنگ را در طبقه "بازالت ماره" يا بازالت دريايي قرار مي‌دهد. بازالت ماره، گدازه‌اي است كه به آرامي در سطح ماه جاري شد و پس از سخت شدن، دشتهاي تيره‌رنگي را به وجود آورده كه نخستين كساني كه به آسمان و اجرام آسماني خيره مي‌شدند، آن‌ها را با "دريا" اشتباه گرفتند. در زبان لاتين، "ماره "Mareبه معناي درياست.

در مطالعه‌اي كه توسط مجله "نيچر" چاپ شده آمده است تحليل جديدي از ذرات فسفات موجود در كالاهاري ،۰۰۹براي اين سنگ عمر شگفت‌آوري برابر ۱۵۰ ميليون سال كمتر يا بيشتر از ۴/۳۵ميليارد سال تعيين مي‌كند.

"كنتارو ترادا" از دانشگاه هيروشيماي ژاپن و ماهش آناند از دانشگاه آزاد انگلستان كه هدايت اين مطالعه را بر عهده داشتند، در گزارش خود نوشتند اين موضوع به طور ضمني به اين معناست كه بايد در حوالي همين تاريخ، درست پس از نخستين مرحله شكل‌گيري پوسته كره ماه، فعاليت آتشفشاني از نوع "ماره" صورت گرفته باشد.

شواهد به دست آمده از سنگهايي كه در ماموريت سفينه‌هاي آپولو از كره ماه به زمين آورده شد، ثابت مي‌كند كه مرحله ديگري از فعاليت‌هاي آتشفشاني در ماه رخ داده كه گدازه‌هاي آنها با آتشفشاني "ماره" همپوشاني دارد.

چهره "مردي در ماه"، از اين قسمتها تشكيل شده: چشمها توسط ماره يا گستره گدازه‌هاي تيره‌رنگ "ايمبريوم" و ماره "سرني تاتيس"، بيني شامل ماره "سينوس استوم" و دهان شامل ماره‌هاي "نوبيوم" و "كوگنيتوم".

اين‌ها بعلاوه ماره‌هاي ديگر، نزديك به يك ششم سطح ماه را تشكيل مي‌دهند كه بخش اعظم آنها در سمتي قرار دارند كه از كره‌زمين قابل رويت هستند.


انیشتین

 

۱)     او با سر بزرگ متولد شد


وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.


۲)حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود


مطمئنا انیشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود.


۳)  او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود


انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.


به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم،زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینّند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.


۴) او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد


درسال ۱۸۹۵ در سن ۱۷ سالگی،انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.


در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.


۵)  علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن


انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.


علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟


۶)او فقط یکبار رانندگی کرد


انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت.


انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.


یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی می کند؟


راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.


عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.


او قبول کرد، اماکمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.

 


به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.


در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.


۷) الهام گر او یک قطب نما بود


انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.


وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.


۸)  راز نهفته در نبوغ او


بعد از مرگ انیشتن در ۱۹۵۵ مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.


اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد.بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.


هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.


علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

ارسال در تاريخ دوشنبه سوم دی 1386 توسط مهرداد بصیری
قالب وبلاگ